أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
226
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
خاتم انبيا - عليه و آله التحيّة و الثناء - فرمودند : هنگامى كه خالق سماوات و ارضين حضرت خليل را در ملكوت سماوات سير و تماشا مىداد حضرت خليل شخصى را ديد كه مشغول به گناه بود ، براى هلاكت او دعا كرده و هلاك شد . پس از چندى در هلاكت چند نفر مذنب ديگر نفرين نمود چون آن نيز هلاك شدند ، خطاب مستطاب رسيد : اى ابراهيم دعاى تو پذيرفته مىشود ، بر ضدّ بندگان من دعا مكن آنها به سه خصلت مجبولند : يا توبه و يا تسبيح مىكنند و يا آنكه كارهاى خود را بر من تفويض نمايند . من اگر بواهم عفو كنم و اگر بخواهم معاقبه نمايم . در نزد بعضى سبب مأمور شدن ابراهيم به ذبح اسماعيل آن است كه عصاة عباد را اظهار غلظت نموده و مرحمت نكرده است . فرقهاى از مفسّرين عظام در عقب [ تفسير ] آيه جليلهء كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ « 1 » گفتهاند : يك شبى ابراهيم به آسمان عروج كرده يك عبد گناهكار را مشاهده نمود كه به معاصى مشتغل است به درگاه الهى عرض كرد : خدايا اين بندهء تو رزق و روزى تو را مىخورد و در روى زمينى كه خلق كردهاى راه مىرود با همهء اينها به امر و فرمان تو مخالفت مىنمايد ، خدايا تو او را هلاك نما . دعاى ابراهيم قرين اجابت شده و آن شخص به هلاكت رسيد . ثانيا يك مذنب ديگر را ديده و بر هلاكت او دعا نمود . خطاب آمد : يا ابراهيم بر ضدّ بندگان من دعا مكن آنان را مهلت ده . من دفعات زياد مىبينم كه آنان در حالت گناهكارى هستند . ابراهيم همان شب در رؤياى خود به ذبح پسر خود اسماعيل مأمور گرديد . حضرت خليل براى ايفاى مأموريت خويش كه در رؤياى او معيّن شده بود چنان كه در محلّ خود مذكور آمد در دامنهء جبل ثبير دست فرزند خود را بسته و به زمين خوابانيد . اثنايى كه كارد را به دست گرفت ، رقّت بر او غلبه كرده و گفت : الهى اين طفل كه حاضر ساختهام گردن او را به اين كارد قطع سازم پسر من و ثمر فؤاد من است و محبوبترين خلايق است بر من . مقصود آن حضرت از اين كلمات آن بود كه رقّت و مرحمت حاصله در قلب خود را به حضرت ارحم الرّاحمين عرض نمايد . هنوز اين كلمات تمام نشده از هاتف شنيد : يا ابراهيم آيا فراموش كردى شبى را كه براى هلاك بندگان من نفرين نمودى . چنان كه تو به اولاد خويش مشفق هستى من هم همان قسم به بندگان خود رحيم و مشفق
--> ( 1 ) . انعام / 75 .